Print Short Link
Zoom In
Zoom Out

مدیران چمدان بدست

سه شنبه 08 بهمن 1398 ساعت 11:50

این یک معضل مدیریتی در کشور است که با نوعی استبداد زدگی، تنها مقربان و نزدیکان خود را بدون در نظر گرفتن شاخصه های فوق به قدرت می رساند. اکثر مدیران فعلی ما چون آینده ای برای خود متصور نیستند، این یک دو سه روز نوبت مدیریت خود را هم جدی نمی گیرند و فرصت سوزی می کنند و تنها به فکر منافع خود و نزدیکان می افتند.

برنامه ریزی دقیق و هدفمند؛ نظارت دقیق بر اعمال زیر مجموعه، هدایت به سمت اهداف عالی در کنار تخصص، تعهد و سلامت و وجدان و اخلاق از مهمترین شاخصه های مدیریتی محسوب می شوند.

کم نبوده و نیستند مدیرانی که در ابتدا بسیار پاک نیت بودند اما به مرور زمان و با مدح و نوازش های همراهان و یا از این شاخه به آن شاخه پریدن ها دچار زوال و نابودی خود و مجموعه در اختیار خود را فراهم ساخته باشند.

این یک معضل مدیریتی در کشور است که با نوعی استبداد زدگی، تنها مقربان و نزدیکان خود را بدون در نظر گرفتن شاخصه های فوق به قدرت می رساند. اکثر مدیران فعلی ما چون آینده ای برای خود متصور نیستند، این یک دو سه روز نوبت مدیریت خود را هم جدی نمی گیرند و فرصت سوزی می کنند و تنها به فکر منافع خود و نزدیکان می افتند.

فدراسیون کاراته برای اولین بار و شاید آخرین بار این فرصت را بدست آورده که در المپیک حضور پیدا کند. فرصتی که فدراسیون های کشتی، وزنه برداری، تکواندو و همه آنهایی که در در آن حضور داشته می دانند چه فرصت ارزشمند و گران بهایی است. ورزشکارانی که در المپیک حضور پیدا کردند و مدال هم کسب کردند می دانند المپیک چه گوهر گران بهایی است که نصیب ورزشکار می شود.

در کاراته اما چه بسا خود ورزشکاران و سرمربیان هم ندانند که چه فرصتی قرار است نصیبشان شود. اگر ورزشکاران هنوز به اهمیت داستان پی نبرده باشند متاسفانه مدیران آنها به هیچ وجه به اهمیت کار واقف نیستند. در حال حاضر هیچ چیز نباید برای اعضای این فدراسیون اعم از ورزشکار، کادر فنی و مسئولان مهمتر از کسب سهمیه برای المپیک باشد. با این اوضاعی که در این چند کاراته وان برگزار شده: مسکو، توکیو، مادرید، شیلی و پاریس دیدیم، اگر مدال هلی کسب شده  را هم لحاظ کنیم باز هم افتان و خیزان عجیبی داریم. روزهای بدمان به مراتب بیشتر از روزهای خوبمان است. در شیلی که ورزشکاران شاخصی حضور نداشتند ما درخشیدیم اما این درخشش در جاهای دیگر دیده نشد. گیریم سهمیه را هم گرفتیم. در المپیک که کشورها با تمام توان خود حاضر می شوند و ژاپنی که مدیرانش به دنبال کسب  30 طلا در المپیک هستند را چه خواهیم کرد؟ مسلما ژاپن و کشورهایی که کاراته وان ها را برگزار می کنند گزینه های اول کسب مدال طلا هستند. مگر مدیران ژاپنی می گذارند به همین راحتی مدال های طلا در تنها المپیکی که کاراته در آن حاضر است نصیب ورزشکاران ما شود؟ کسب سهمیه قدم اول است اما کسب مدال است که باید برای آن برنامه ریزی و تلاش کرد. در پاریس برخی ورزشکاران ما در دور اول متحمل شکست شدند و این قابل پذیرش نیست. 

مسلما حسن طباطبایی چیزی را از دست نمی دهد. او کما فی السابق مدیر وزارت ورزش است و چمدانش آماده، از کاراته به جایی دیگر منتقل می شود. همان طور که پیش از این هم در کاراته بود، به ورزشگاه آزادی رفت و دوباره بازگشت و فردا هم به گوشه ای دیگر نقل مکان می کند. 

اما معتقدیم طباطبایی شانس این را دارد که تاریخ سازی کند. تاریخ سازی مختص ورزشکاران نیست. هروی و خوشقدم هم این شانس را دارند. شانس در خانه این عزیزان را زده که در دوره ای در راس امور بسر می برند که شانس حضور در المپیک به میزبانی کشوری که خاستگاه کاراته است را تجربه کنند. اخلاف و اسلاف این رشته پر طرفدار در کشورمان این مربیان، ورزشکاران و مسئولان فدراسیون را به خاطر خواهند داشت. دست خود این افراد است که در آینده از آنان به نیکی یاد کنند و یا در ذم آنان سخن گویند.

اما المپیک و کسب سهمیه جنبه نمایان و آشکار فدراسیون کاراته است. لایه های پنهان دیگری هم در شرف تکوین است. 
ماجرا اعزام به باکو، جام پایتخت، مسابقه پیشکسوتان و همچنین دریافت حق عضویت از سبک ها چیست؟ حق مدرک و نامه و ... کم بود که اکنون می خواهند حق عضویت هم از سبک ها بگیرند؟ این درآمد ها که از فروش دان و ... کسب می شود کم است که حق عضویت هم قرار است بدان ها افزون گردد؟ مسلما کادر فدراسیون نیاز به ترمیم دارد. 

خوب است حسن طباطبایی هر از چند گاهی اینستاگرام را کنار بگذارد و این اندک روزهای باقی مانده تا المپیک را غنیمت شمارد و کمی هم به امور فدراسیون و هیئت ها رسیدگی کند. به زودی با تحقیق لازم ماجرای اعزام باکو و سایر تحولاتی که در این فدراسیون رخ می دهد را در یادداشتی جداگانه مورد بررسی قرار می دهیم.


حسین محمدی

وزیر روزهای خوشی

وزیر روزهای خوشی

متاع بی مشتری!

متاع بی مشتری!

وزیر و هنر نقدپذیری

وزیر و هنر نقدپذیری

آخر به همان نقطه که بودیم رسیدیم

آخر به همان نقطه که بودیم رسیدیم

تغییرات پاییزی!

تغییرات پاییزی!