ترديدی نيست كه در چنين وضعیت غيرطبيعی، افراد جامعه نيازمند برنامهها و فعاليتهایی هستند كه بتواند در حفظ و متعادل ساختن شرايط طبيعی، فيزيكی و روانی آنها مؤثر باشد. روشهایی که فشارهای ناشی از بحرانهای برخاسته از شرایط جامعه و سبكهای زندگی نوين را تا حدودی کاهش دهد.
رویداد ورزشی یک شیوه و راهکار مفيدی است كه میتواند در مسیر بهبود شرایط تا حدودی از آثار و عوارض شرایط نابهنجار و فشارهای تحمیلی بر زندگی مردم بكاهد.
مسابقات ورزشی فرصتهايی را برای مردم فراهم میآورد تا علاوه بر تخلیه هدایت شده فشارهای روانی و انرژی مازاد، با يكديگر معاشرت نمايند و به توسعه روابط دوستی و شبكههای ارتباطی كمك نماید.
در واقع ورزشگاه به منبعی برای تولید حس خوب و تولد هویتهای جمعی تبدیل میشود.
بر همین اساس، لیگهای ورزشی پر مخاطب، به مثابه دارایی فرهنگی و اجتماعی جامعه، رويدادهايی شمرده میشوند كه نه تنها به واسطه حضور شرکت کنندگان، بلکه بر اساس ماهيت تماشاگران تعريف میشوند.
بر همین اساس، تماشاگران با توجه به نقشی که در هیجان و جو رویدادهای مختلف ورزشی دارند، از اجزاء مهم لیگها و مسابقات مختلف ورزشی محسوب میشوند. در همین رهگذر، سازمانهای ورزشی پیشرفته به طور مداوم، در حفظ سرمایه و ارائه خدمات بهینه، همواره در پی شناسایی و پاسخگویی به نیازها و علایق تماشاگران هستند.
اما آنچه که باید از آن در ورزش کشور به عنوان واقعیتی تلخ یاد کرد، خلاء معنایی کارکرد ورزشگاه و عدم فهم جایگاه تماشاگر و غفلت از این نقش مهم اجتماعی است.
بدون حضور تماشاگران، ورزشهای رسانهای چون فوتبال، هویتی بی روح و محصولی بدون جذابیت میباشند. بدیهی است بخش زیادی از جذابیت رشتههای ورزشی پرطرفدار، به دلیل فضایی است که تماشاچیان در ورزشگاه ها ایجاد می کنند.
در صنعت ورزش؛ هواداران، شریک راهبردی باشگاهها و ثروت لیگهای ورزشی محسوب میشوند. رضایت تماشاگران به خرسندی و لذت حاصل از رویدادهای ورزشی مربوط است که دلیل آن تأثیر مستقیم محیط و جو یك مسابقه ورزشی بر نگرشها و احساساتی است که تماشاگر ورزش نسبت به یك تیم یا رویداد دارد.
در ریشهیابی مسائل ورزش کشور، در مییابیم که ورزش همچون بسیاری از پدیدههای وارداتی به شبه پدیده تبدیل شده است. از این رو گفتمان ورزش کشور با گفتمان رسمی دنیای ورزش تفاوت معنایی و محتوایی پیدا کرده است.
به همین سبب زمانی که صاحبمنصبان ورزش با ادبیات ورزش حرفهای و خواص جامعه ساز آن آشنا نباشند، تماشاگران در وضعیت رهاشدگی قرار خواهند گرفت و ورزش نمیتواند به بهبود سلامت و افزایش نشاط آنها کمک چندانی کند.
امروزه ورزشگاه پدیدهای چند معنایی است و تنها حول میدان مسابقه کارکرد ندارد، بلکه محل کاهش تنشها و نارضایتی های عمومی نیز میباشد. تماشاگران در فضای آرامش بخش ورزشگاه حامل پیامهای فرهنگی، زیبایی و هویتی میباشند.
در حالیکه از مهم ترین وظایف سازمانهای ورزشی در جهت انسجام اجتماعی و پایداری اقتصادی ورزش، به افزایش تعداد علاقهمندان و تماشاگران مسابقات ورزشی بر میگردد، تماشاگر ورزشی در کشورمان اغلب به عنوان هزینهی سربار، نقش اضافی و در مواقعی متغیر مزاحم دیده شده است.
فضای ضد خانوادگی، تلخگونگی رفتار تماشاگران، بازتولید خشونت، تشدید نارضایتی و امکانات بی کیفیت ورزشگاهها (جلوهای از فقر فرهنگی ورزش کشور)، ناشی از همین نگاه اشتباه و نبود مغز و حواس اجتماعی در راس سازمانهای ورزشی است.
این خطای شناختی و ضعف مدیریتی وضعیت بی قدرتی آموخته شده را در ورزش کشور ایجاد مینماید.
بی قدرتی آموخته شده از دل فشار نهادهای بیرونی، ضعف مدیریت درونی و تکرار رویههای گذشته هویدا میگردد. هر زمان که جامعه دچار تنش و التهاب میشود به جای استفاده از ورزشگاه در کاهش تنشها و التیام بخشی به گروهی از جامعه، آن را عامل خطر و صور وحشت میبیند و به دنبال بهانهای میگردد تا تماشاگران را از حقوق حقه و اولیه خود یعنی حضور در ورزشگاهها و بهرهمندی از امکانات آن محروم نماید.
به طور کلی تا زمانیکه ورزش به عنوان يك عنصر انسجامبخش اجتماعی، ملی و سياست عمومی به رسميت شناخته نشود و ماهيت اجتماعی این تکه از صنعت رویداد، در سایه نگاههای شبه امنیتی و شبه سیاسی قرار گیرد، تماشاگری در ورزش به درد رهاشدگی و فقر معنایی-هویتی در جامعه دچار میشود. آنان نه به عنوان سرمایه و صاحبان اصلی، بلکه در جایگاه مهمانان ناخوانده و سر بار ورزش شناخته میشوند.
کارنامه مدیریت ورزش کشور نشان میدهد که تغییر پارادایم در زمینه اداره ورزشگاهها و مدیریت فرهنگی و مسئولیت اجتماعی در ورزش یک اصل ضروری و امری اجتناب ناپذیر است تا ضمن ارائه خدمات و امکانات با کیفیت در ورزشگاهها و آموزش شئون و رفتار هواداری، فرصتهای اجتماعی و اخلاقی و اقتصادی متعددی از دست نرود و هزینهی بی تدبیری بر دوش جامعه و مردم استمرار و تحمیل نگردد.
در این باره میتوان به تعبیر بیدل دهلوی گوش سپرد که اشاره دارد، زندگی لیلی است و مجنونانه باید زیستن.
به معنای دیگر حضور متخصصان دلسوز با روحیه خدمت، به جای نااهلان کارآموز میتواند از آسیبهای وارده به اعتبار و کارکرد ورزشگاههای کشور جلوگیری بعمل آورد. بهعلاوه با درسآموزی از الگوهای بینالمللی و بومی سازی چارچوبها، میتوان هوادار ورزشی را به یک رکن اصلی در ورزش کشور تبدیل نمود.
با تکریم و احترام به شان، جایگاه و خواستهی تماشاگران، نوعی سرمایهگذاری فرهنگی انجام میپذیرد که میتواند این نیروی بالقوه سرگردان را به سرمایهای متمرکز، فرصتساز و ارزشآفرین تبدیل نماید.
به قلم دکتر مجید خاتونی