در ورزش حرفهای، «حضور» در آوردگاههای بزرگی چون المپیک، جام جهانی و در برخی رشتهها بازیهای آسیایی اهمیت دارد؛ اما اگر پس از چندین دوره همچنان تنها دستاورد ما حضور و سفر باشد، این موضوع جای تأمل جدی دارد. رنکینگها نهتنها بهبود نیافتهاند، بلکه در مواردی نزول نیز داشتهاند. زیرساخت جدیدی ایجاد نشده، استعدادیابی نظاممند دیده نمیشود و مدیریت فدراسیون نیز سالهاست میان نامهای تکراری و روابط خانوادگی دستبهدست میشود. در چنین شرایطی، باقی ماندن در این چرخه بسته چندان دور از انتظار نیست.
این پرسش جدی مطرح است که آیا روند عملکرد فدراسیون اسکی از بدو تأسیس تاکنون، چه در سالهایی که کشور از برف بیشتری برخوردار بود و چه امروز که با کاهش نزولات آسمانی مواجهایم، تفاوت معناداری کرده است؟ اگر پاسخ منفی است، چرا اصلاح ساختاری در دستور کار قرار نمیگیرد و همچنان تغییرات مدیریتی به جابهجاییهای درونخانوادگی محدود میشود؟ کدام رشته ورزشی را سراغ داریم که ورزشکارانش همواره جزو نفرات آخر قرار بگیرند؟
از سوی دیگر، در المپیک زمستانی ۲۰۲۶ جای خالی رشتهای چون هاکی روی یخ محسوس بود. هاکی روی یخ که همواره از برنامهها و دستاوردهای خود سخن میگوید و ارتباط نزدیکی با مدیران عالی ورزش دارد، چرا در این رویداد سهمی نداشت؟ حتی اگر نتیجهای مشابه اسکی رقم میخورد، آیا تجربه حضور نمیتوانست به توسعه این رشته کمک کند؟ البته هاکی روی یخ از رشتههای پرطرفدار المپیکهای زمستانی است و دیدیم که تیم آمریکا هم پس از قهرمانی در این مسابقات با رئیسجمهور کشورشان دیدار کردند و ترامپ مدال یکی از ورزشکاران را گرفت و پس نداد. مسابقاتی که با حضور 12 تیم در بخش مردان برگزار شد و طبیعتاً هاکی روی یخ ایران اگر نگوییم محال از شانس نازلی برای یکبار تجربه این مسابقات برخوردار است. همچنین رشته کرلینگ که بهتازگی در ایران آغاز به کار کرده و با استقبال نسبی مواجه شده، میتوانست افق تازهای پیش روی ورزشهای زمستانی بگشاید، اما در این رویداد غایب بود.
اگر فدراسیون اسکی برنامهای عملیاتی برای خروج از وضعیت کنونی دارد، شایسته است آن را شفاف و مستند با افکار عمومی و جامعه ورزش در میان بگذارد. اما اگر چنین برنامهای وجود ندارد، بازنگری در ساختار مدیریتی و سیاستگذاری آن ضرورتی انکارناپذیر است. وزارت ورزش و جوانان نیز بهعنوان نهاد بالادستی نمیتواند نسبت به تداوم این روند بیتفاوت بماند.
مسئله اصلی تنها نتایج ضعیف یک دوره خاص نیست؛ بلکه استمرار یک الگوی ناکارآمد در طول دهههاست. ادامه این مسیر به معنای تثبیت جایگاه حداقلی و حذف تدریجی از رقابت حرفهای جهان خواهد بود. ورزشهای زمستانی ایران بیش از هر چیز نیازمند برنامهریزی بلندمدت، سرمایهگذاری در زیرساخت، استعدادیابی علمی و مدیریت پاسخگو هستند. در غیر این صورت، «حضور» همچنان تنها دستاورد باقی خواهد ماند و رؤیای موفقیت در المپیک زمستانی هر دوره دورتر از قبل خواهد شد.
به قلم صبا جکمت