به گزارش منهای فوتبال، جلال کوزهگری که همچنان خودش را عضوی از جامعه هندبال میداند، برخلاف بسیاری از مدیران هرگز قبایی از ورزش برای خود ندوخت. او در هفتمین دهه از زندگیاش همچنان به فعالیت به عنوان معلم ورزش ادامه میدهد و خوشحال است که سرانجام بعد از 12 سال نامش در قرعه واگذاری مسکن مهر درآمده تا در فصل بازنشستگی همچنان اجارهنشین نباشد.
گفت و گوی منهای فوتبال با جلال کوزهگری رئیس اسبق فدراسیون هندبال را میخوانید:
*مدالهای هندبال اتفاقی نبود
موفقیت در بازیهای آسیایی گوانگجو یک اتفاق نبود و میتوانست در دورههای بعد هم تکرار شود. ما بعد از نقره در بازیهای آسیایی در مسابقات مردان آسیا هم سوم شدیم و برای نخستین بار سهمیه جهانی را بدست آوردیم. پس این افتخارات شانسی نبود. متأسفانه همیشه گروهی تخریب میکردند و با زیر سوال بردن موفقیتها زحمات یک مجموعه و بیش از همه بازیکنان تیم ملی را نادیده میگرفتند. بازیکنان ما همیشه آنقدر خوب کار میکردند و پرتلاش بودند که قطعا میتوانستند افتخارات بیشتری هم کسب کنند.
*از ناکامی هندبال خوشحال نمیشوم
اگر در سال 2010 مقام کسب شد بواسطه بازیها و برنامههای تدارکاتی خوب بود. اگر آن بازیهای دوستانه انجام نمیشد به این نتایج نمیرسیدیم. یادم هست وقتی ما در مجارستان اردو داشتیم، بازیکنی که میزان آمادگیاش صفر بود به 100 رسید و انتخاب شد. چون برای پوشیدن پیراهن تیم ملی رقابت وجود داشت همه تلاش میکردند تا بهترین بازی را انجام دهند و به موفقیت میرسیدیم. من حالا خوشحال نیستم که آن موفقیتها دیگر تکرار نشد. برعکس دوست دارم تیم ملی هندبال ایران همیشه پیروز باشد. عمرم صرف این ورزش شده است. در دوره مدیران بعد از من هم اتفاقهای خوبی افتاد اما متأسفانه ادامه دار نبود و همین اصل به تیم ملی ضربه زد.

*ساعتها در وزارت دنبال پول میدویدم اما افسوس!
یکی از مشکلات همیشگی هندبال عدم تأمین منابع مالی است. شاید اگر بروید از بازیکنانی که در گذشته ناراضی بودند سوال بپرسید چرا اقداماتی علیه فدراسیون انجام میدادند، به همین نتیجه برسید. نمیدانید چقدر برای پول در وزارت ورزش دوندگی میکردیم. متأسفانه اصلا نگاه حمایتی وجود نداشت. اگر اسپانسرها کمک نمیکردند، هندبال پا نمیگرفت. حتی ما برای اعزام تیم به مسابقات قهرمانی آسیا مشکل تأمین منابع داشتیم و از وزارت حمایت نمیشدیم. اگر اسپانسر نمیآوردیم ممکن بود تیم به مسابقات اعزام نشد و نتواند سهمیه جهانی بگیرد.
*فکر میکردند من نباشم همه چیز درست میشود
یک تعدادی نمیتوانستند موفقیتهای هندبال را ببینند و فکر میکردند که اگر من بروم، همه چیز درست میشود. من خوشحال نیستم که هندبال بعد از من نتیجه نگرفت. من از باخت و ناکامی هندبال ناراحت میشوم زیرا عمرم را در این ورزش گذاشتم. از سال 47 در هندبال بودم تا همین الان در حوزههای مختلف همیشه در فدراسیون کار کردم. از داوری تا سرپرستی تیمها و دبیری و نایب رئیسی مسئولیتهای مختلفی داشتم. آنهایی که وقتی مسئولیت داشتم تخریب میکردند در این سالها به سراغم آمدند و حلالیت خواستند. من اما ادعایی ندارم. فکرمیکنم آنچه توانسته بودم انجام دادم و پیش وجدانم راضی هستم که بیشتر از آن نمیتوانستم کاری کنم. خوشحالم که در چهار سالی که سکان فدراسیون دستم بود پرونده موفقی داشتیم.امیدوارم از این به بعد هم اتفاقهای بهتری بیفتد. هندبال میتواند جایگاه بهتری داشته باشد.
*صلاح نمیدانند از ما مشورت بگیرند
از خرداد 93 که استعفا دادم دیگر فعالیتهای فدراسیون را از دور رصد میکنم. شاید دوستان صلاح نمیدانند از ما کمک و مشورت بگیرند. البته مطمئن هستم اینقدر بهتر از ما در این ورزش هستند که نیازی به حضورم نیست. در هندبال که همه دوستان و بچههای ما هستند، ولی از وزارت ورزش انتظار داشتم تا لااقل حالی بپرسند اما آقایان آمدند و رفتند و خبری از ما نگرفتند.
* ورزشیها اهل سیاسیکاری نیستند
به تنها چیزی که فکر میکردم حفظ اخلاق ورزش بود. ما به عنوان یک مدیر سیاسی یا اقتصادی شناخته نمیشویم و اخلاق سیاسیکاری هم نداریم. ما از ورزش وارد مدیریت شدیم و تا همیشه هم اخلاق ورزشی را حفظ میکنیم. من از زمانی که بازیکن ملی بودم تا روزی که رئیس فدراسیون شدم، نمیخواستم از ورزش برای خودم مال و منصبی بسازم. تمام فکرم این بود که به هندبال به جایی برسد. حالا که فکر میکنم شاید اگر من هم مثل برخی آقایان قاطی یکسری مسائل میشدیم، شرایط فرق میکرد.
*سجادی گفت با ید استعفادهی، این قانون است
در حالی که در تدارک میزبانی مسابقات جوانان آسیا بودیم، یک روز آقای نصرالله سجادی که معاونت وزارت ورزش را داشت من را صدا زد و گفت به دلیل قانون بازنشستگی باید بروی. گفتم میخواهم مسابقات جوانانم را در تبریز برگزار کنم اما اجازه ندادند. گفتم اگر قانون است، چشم و از همان جا به فدراسیون رفتم ظرف یکساعت استعفا دادم و رفتم. حالا ببینید خیلی از آقایان بازنشسته به اشکال مختلف در ریاست فدراسیونها ماندند. خب با کنار گذاشتن من به جز لطمه به هندبال چه چیزی حاصل شد؟
*بازیکنان بالاترین رقم قرارداد را داشتند
به خاطر تحریک از سوی برخی افراد، تعدادی از بازیکنان مصاحبههای تندی علیه من میکردند. بعدها خیلیها آمدند و ابراز پشیمانی کردند اما من نامی از آنها نمیبرم. بازیکنان در زمان ریاست من بالاترین رقم دستمزدها را میگرفتند. حالا با خیلی از بازیکنان در ارتباط هستم و خوشحالم که حرمت میگذارند. آن همه اتهامها و حرف و حدیثها هم نهایتا به ضرر همان افراد و متأسفانه هندبال تمام شد. میگفتند مدیر ورزشی نمیتواند پول بیاورد در صورتی که با رایزنیهایی که انجام دادیم اسپانسرهای قوی به هندبال آمدند و از بازیکنان شاخص حمایت کردند.

*چرا باید این همه بدهی در ورزش باشد؟
نمیدانم چرا این همه تلاش میکنند رئیس فدراسیون شوند زیرا مدیریت یک ورزش در کشور اصلا آسان نیست. در شرایط فعلی اگرچه شرایط اقتصادی کشور خیلی سخت است اما مدیریت در بحث کلان باید برنامهریزی درستی داشته باشد تا این همه خبر جریمه و بدهی مالی نداشته باشیم. وقتی که به طور کل مسائل روی قانون و اصول جلو نرود و افراد غیرمتخصص عهدهدار کارها شوند، همین اتفاق میافتد. یک نفر نیست جواب دهد چرا باید این بدهی وجود در ورزش ایران داشته باشد؟ متأسفانه وقتی یک مدیر خودش را از خانواده آن ورزش نبیند و اهمیتی به مسائل ریز و کلان نمیدهد. باید همه چیز در ورزش کشور شفاف شود، من نمیدانم چرا مسائلی را پشت پرده مطرح میشود اما از ابراز آن امتناع میکنند. قرارداد بازیکنان و مربیان خارجی نباید هیچ نکته مبهی داشته باشد.
*در شرایط کرونا و مشکلات اقتصادی کار برای پاکدل سخت است
واقعا در شرایط فعلی برای یک سری از مشکلاتی که پاکدل و تمام روسای فدراسیونها درگیرش هستند، کار خاصی نمیتوان انجام داد. زیرا در شرایط کرونا برگزاری اردو و مسابقات خارجی امکانپذیر نیست. فقط امیدواریم هر چه زودتر این اپیدمی از بین برود و مردم و جامعه ورزش راحت زندگی کنند. فعلا همه درگیر کرونا هستند و در یکسال گذشته کاری به آن صورت شکل نگرفته است. مثلا در هندبال اردوی جوانان بعد از چند وقت شروع شده است اما باید حتما چندین بازی تدارکاتی برای آنان در نظر بگیرند تا خروجی مطلوب داشته باشد. مسابقات جام ریاست جمهوری را میتوانستند ادامه دهند، چون خیلی هزینه بردار نبود و در عوض استعدادهای زیادی را معرفی میکرد. به نظرم هندبال نیاز به یک مربی خارجی دارد اما حضور هر مربی خارجی نیاز به صرف هزینه دارد و در شرایط فعالی تأمین منابع ارزی آسان نیست.
*امیدوارم همه در هندبال متحد شوند
متأسفانه یکی از ایرادهای هندبال چند دستگی این خانواده است. برای انتخابات خیلیها آمدند که کاندیدا شده بودند. به آنها گفتم بهتر است با هم به توافق برسید و هر یک گوشهای از کار را بردارید. اصلا برنامه بدهید و خودتان قضاوت کنید که در حد ریاست یک فدراسیون هستید؟ ما سعی میکردیم از همه افراد استفاده کنیم. حتی برخی که یک زمانی رفاقت میکردند و بعد علیه ما شدند. خودشان میدانستند که همیشه درب فدراسیون به رویشان باز است.
*کرسی داوران آسیا را از دست دادیم و فقط ایران ضرر کرد
متاسفانه همین اختلاف نظرها و بداخلاقیها خیلی هندبال را از شرایط خوب دور کرد. ما داود توکلی را به عنوان رئیس کمیته داوران آسیا داشتیم که او را با همین حاشیهها از دست دادیم. در زمان خود من شش کرسی آسیایی داشتیم اما خیلیها را از دست دادیم. تمام این حرف و حدیثها فقط به ایران ضرر زد. ما باید کمیته داوران را حفظ میکردیم اما افسوس.
*از چیزی پشیمان نیستم اما...
الان بازنشسته آموزش و پرورش هستم. سال گذشته با یک مجتمع آموزشی همکاری داشتم اما بعد از کرونا جایی کار نمیکنم. اصلا حمایتی از هیچ نهادی در ورزش ندارم. از وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک و صندوق حمایت از پیشکسوتان تا این لحظه حتی حالم را نپرسیدهاند. یکی از مسائل ورزش ما همین است که برای فردی که عمرش را در ورزش میگذارد، حرمتی قائل نیستند و جوانی که این را می بیند به جای خدمت به وطن فقط دنبال پول میرود. من از چیزی پشیمان نیستم اما گاهی با خودم فکر میکنم چرا این همه زحمت کشیدم چرا باید آخر کار ما همین باشد؟ در حال حاضر هم مثل دوره ریاستم مستأجر هستم البته دروغ نگفته باشم بعد از 12 سال بالاخره اسمم در مسکن مهر پرند درآمد. تنها چیزی که به آن افتخار میکنم این است که به کشورم خدمت کردم و با یک کارنامه خوب دوره ریاستم تمام شد. امیدوارم ورزش ایران و تمام مدیران موفق باشند و برای همه در این ایام آرزوی سلامت دارم.
به قلم: امیرداودکمالی