در برخی مصاحبههای مدیران ارشد ورزشی عنوان شده است که وظیفه فدراسیونها ساختوساز نیست و مأموریت اصلی آنها توسعه ورزش همگانی و قهرمانی است. اما در مقابل، شاهد آن هستیم که برخی فدراسیونهای متمول و المپیکی بهطور مستمر در حال ساختوساز هستند. یکی از مکانهایی که آمار ساختوساز در آن بهطور چشمگیری افزایش یافته، مجموعه ورزشی آزادی است. افزون بر این، فضاهایی که به فدراسیونها اختصاص داده میشود نیز یکسان نیست؛ به برخی زمینهایی با متراژ بیشتر و به برخی دیگر فضاهایی محدودتر واگذار شده است.
پرسش اساسی اینجاست که متراژ این واگذاریها بر چه مبنایی تعیین میشود؟ آیا استانداردی بینالمللی و جهانی در این زمینه وجود دارد؟ آیا این تصمیمها براساس درخواست خود فدراسیونها اتخاذ شده یا آنکه برای شرکت توسعه تفاوتی ندارد و زمینها بر اساس سلیقه و علاقه مدیران واگذار میشود؟
جامعه ایران، بهویژه جامعه ورزش، بهخوبی آگاه است که یکی از ویژگیهای منحصربهفرد مجموعه ورزشی آزادی، پارکینگهای وسیع آن بوده که ظرفیت میزبانی حدود ۱۰۰ هزار نفر را فراهم میکرد. اکنون با افزایش ساختوسازها، این مزیت مهم زیر سؤال رفته است؛ تصمیماتی غیرشفاف که میتواند آینده برگزاری رویدادهای بزرگ ورزشی در آزادی را با مخاطره مواجه کند.
در این میان، مهمترین نقش و مسئولیت بر عهده شرکت توسعه و نگهداری اماکن ورزشی است. این شرکت طبق اساسنامه خود مأموریت دارد:
- مسئول برنامهریزی، توسعه، نگهداری و مدیریت اماکن ورزشی کلان کشور باشد؛
- از تخصص، نیروی انسانی و تجربه لازم در حوزههای مهندسی و زیرساختی برخوردار باشد؛
- مرجع اصلی هرگونه تغییر کاربری، توسعه و ساختوساز در مجموعههایی مانند آزادی محسوب شود.
بر این اساس، چهار پرسش جدی مطرح میشود:
- اگر ساختوساز وظیفه فدراسیونها نیست، چرا زمینها به آنها واگذار میشود؟
- اگر تصمیم به واگذاری زمینها گرفته شده، چرا پارکینگها بهراحتی بذل و بخشش میشوند؟
- اگر هدف، توسعه مجموعه ورزشی آزادی است، چرا برنامهای منسجم و شفاف ارائه نمیشود تا افکار عمومی در جریان قرار گیرند؟
- فدراسیونها با کدام بودجه عمرانی و با چه منابعی قرار است این ساختوسازهای پرهزینه و نجومی را انجام دهند؟
به نظر میرسد وزارت ورزش و جوانان باید شرکت توسعه و نگهداری اماکن ورزشی را مکلف به شفافسازی کند؛ ارائه گزارشهای کارشناسی، شفافیت در واگذاریها، تبیین دقیق نقشها و مسئولیتها و در نهایت، ارائه برنامهای جامع برای آینده مجموعه ورزشی آزادی و دیگر اماکن ورزشی کشور، ضرورتی انکارناپذیر است.
تا زمانی که پاسخی روشن برای این پرسشها ارائه نشود، تناقضها همچنان پابرجا خواهد ماند، روشنگری شکل نخواهد گرفت و بدبینی جامعه ورزش نسبت به این تصمیمها افزایش خواهد یافت.
به قلم صبا حکمت