به گزارش منهای فوتبال-بعد از بازیهای المپیک 1948 لندن بود که کشورهای آسیایی به فکر برگزاری بازیهای قاره ای شبیه المپیک افتادند و اگر چه کشورهای واقع در جنوب و شرق آسیا موتور محرکه ورزش این قاره در برگزاری بازیهای آسیایی و رقابت های مختلف قاره ای و جهانی محسوب می شوند، اما عدم شکوفایی اقتصادی در اکثر کشورهای این قاره مانع از آن می شد که ورزشکارانشان بتوانند حرفی در عرصه جهانی و بخصوص در المپیک حضور مقتدرانه داشته باشند و تقریبا ژاپن تنها کشور آسیایی بود که چه در بازیهای آسیایی و چه در المپیک خود نمایی می کرد و در این بین تک و توک یکی دو تا کشور هم مثل ایران نیز در بازیهای المپیک و یا رقابت های جهانی در رشته هایی مثل وزنه برداری و کشتی خودنمایی می کردند، در واقع آسیا(بغیر از ژاپن) چه در میزبانی رقابت های مختلف و معتبر جهانی و چه در میزبانی بازیهای المپیک تابستانی و زمستانی در دهه های 50 تا اوایل 80 میلادی محلی از اعراب نداشت.
ولی آرام آرام از اویل دهه هشتاد میلادی به بعد با برنامه ریزی که کشورهای شرقی و جنوبی آسیا برای رشد اقتصادی خود داشته اند شاهد حضور قدرتهای نو ظهور صنعتی آسیا در جهان همچون کره جنوبی و در ادامه چین تایپه، چین، اندونزی، هند و حتی تایلند و فیلیپین و همچنین کشورهای حاشیه خلیج فارس همچون، عربستان، امارات، قطر،کویت و بحرین به لطف در آمدهای هنگفت نفتی شان بوده ایم تا این کشورها بتوانند ضمن هدایت سرریز درآمدهای اقتصادی و تجاری خود با یک برنامه ریزی اصولی،ابتدا وارد عرصه ورزش قاره ای و سپس جهانی گردند.
در واقع کشورهای آسیایی و بخصوص شرق آسیا موفق شدند حتی امتیاز تولیدات بسیاری از برند های معتبر ورزشی جهان را کسب کنند تا ضمن تولید کالاهای ارزان قیمت ورزشی و با کیفیت به معرفی رشته های بومی خود به جهانیان بپردازند و در ادامه حتی با حمایت های مالی که برای IOC داشته اند کشورهایی همچون ژاپن و کره جنوبی توانستند هوشمندانه رشته های ملی خود همچون جودو و تکواندو را وارد این آوردگاه مهم کنند.
در واقع به یمن دلارهای نفتی کشورهای عربی و رشد اقتصادی مطلوب برخی کشورها، آسیایی ها آرام آرام توانستند مسئولیت بسیاری از رشته های مختلف آسیایی و المپیکی را در سطح جهانی و قاره ای و حتی مسئولیت های مهمی در کمیته بین المللی المپیک را دست بگیرند که بدون تردید نمی توان در کنار موارد فوق برنامه ریزی منسجم و منظم شورای المپیک آسیا در برگزاری بازیهای آسیایی و حمایت از نمایندگان این قاره در کسب کرسی های ورزشی را نادیده گرفت که بالطبع نوع مدیریت شیخ احمد الفهد الصباح در شورای المپیک آسیا نقش بی بدیلی در این زمینه داشت.
بدون تردید شکل منسجم برگزاری بازیهای آسیایی با محوریت رشته های المپیکی و از طرفی برگزاری بازیهای آسیایی نوجوانان که بعد ها منجر به برگزاری المپیک نوجوانان نیز منتج گردید و همچنین برگزاری مجزای بازیهای داخل سالن و بازیهای رزمی که در ادامه منجر به ادغام این دو رویداد و برگزاری بازیهای داخل سالن و رزمی در آسیا گردید و حتی برگزاری بازیهای همبستگی کشورهای اسلامی از سوی کشورهای مسلمان که طیف وسیعی از کشورهای این قاره را تشکیل می دهند و اضافه شدن کشورهای آسیایی میانه به جمع کشورهای آسیایی باعث گردید تا در کنار رشد اقتصادی شاهد افزایش میزبانی های مختلف بازیهای المپیک تابستانی و زمستانی و رقابت های مختلف جهانی با محوریت کشورهای قاره کهن و بالطبع رشد ورزش قهرمانی و حرفه ای در آسیا باشیم بطوریکه پای ستارگان اروپایی و امریکایی به لیگ های معتبر آسیایی در رشته های مختلف باز شد تا تقریبا از اوایل 2010 میلادی ورزش آسیا شاهد یک جهش شدید در جهان به لحاظ میزبانی رقابت های ورزشی تک رشته ای و چند رشته ای باشد که این امر باعث گردید حتی شاهد ساخت ورزشگاه های مدرن و مجهز تر از کشورهای اروپایی و امریکایی باشیم تا چشم جهانیان را به خود خیره کند بطوریکه این رشد منجر به آن گردید حتی کشورهای اقیانوسیه برای حضور در بازیهای آسیایی ابراز تمایل کنند.
بدون تردید یکی از مهمترین دلایل رشد ورزش آسیا در جهان جدای از رشد اقتصادی کشورهای قاره، دیسیپلین و نظم حاکم بر مدیریت شورای المپیک آسیا آنهم با محوریت شیخ فهد در تداوم برگزاری بازیهای آسیایی و استقبال از طرح های نوگرایانه داشت اما ناگهان با دخالت کمیته بین المللی االمپیک در امور مربوط به اتفاقات شورای المپیک آسیا و استعفای شیخ فهد و عدم تایید انتخابات نخست شورای المپیک آسیا و ابطال آن و انتخاب راجار راندیر سینگ هندی، بعنوان رئیس شورای المپیک،می توان گفت شخص توماس باخ ترمز رشد ورزش آسیا را کشید بطوریکه افول OCA در این چند ماهه بوضوح قابل مشاهده است که نمونه بارز آن تعلیق رقابت های داخل سالن و رزمی تایلند و جابجایی بازیهای آسیایی نوجوانان و حتی بنوعی تقریب غیر فعال بودن سایت شورای االمپیک آسیاست چرا که کاری انجام نمی شود که بخواهد مثل سابق اطلاع رسانی شود.
با نگاهی منطقی بوضوح می توان فهمید توماس با دخالت های محسوس و غیر محسوس خود در امور مربوط به شورای المپیک آسیا رویکردی غیر سازنده در قبال ورزش آسیا در پیش گرفت و بنوعی ترمز رو به رشد ورزش آسیا را کشید تا نشان دهد بر خلاف شعار بی طرفی در عرصه جهانی،کمیته بین المللی المپیک بیشتر گرایشش به کشورهای اروپایی و آمریکایی است.
به قلم تخلص:دال