جامعه ورزش بهخوبی در سالهای اخیر از انحراف فدراسیون کارگری از رسالت و وظیفه اصلی خود آگاه است. فدراسیونی که بهجای سرمایهگذاری هدفمند بر روی کارگران زحمتکش سراسر کشور و توسعه محیطهای ورزشی کارخانهها و توجه به کارگرانشان ، فرصتها و سرمایهها را صرف اعزام تیمهای غیر کارگری به مسابقات غیر مهم کرده و مسئولان این فدراسیون دائماً در سفرهایی بیحاصل بسر میبردند. این اقدامات رفتهرفته بیانگیزگی کارگران واقعی را در برداشته چراکه سعی در گسترش دامنه کارهایی بوده که حاصلی برایشان نداشته است.
فدراسیون کارگری در دورههای اخیر و با چشمانی بسته هر رشتهای که در جامعه ایران فعالیتی دارد را به عنوان شاخهای نزد خود ایجاد کرد و معمولاً کسانی را هم که از فدراسیونهای اصلی و متولیان واقعی راندهشده بودند و یا بهنوعی به کار گرفته نمیشدند را نزد خود گرد آورد و بدانها حکمی داد. چنانکه شما کمتر کسی را در ورزش ایران پیدا میکنید که از جواد رمضی رئیس پیشین این فدراسیون حکم نگرفته باشد.
اما وزارت ورزش و جوانان و وزارت کار در اقدامی پسندیده روند اشتباه این فدراسیون ورزشی را مسدود کردند و تلاش دارند تا در مجمع فوق العاده در هفته آتی سرپرستی را منصوب تا شاید این فدراسیون به ریل اصلی بازگردد. البته برخی ذینفعان بنا داشتند با مظلومنمایی و کارشکنی مانع این کار شوند اما میدری و دنیامالی بهموقع ورود کردند.
در بیانیهای هم که منتسب به وزارت کار بود ادله قانونی را عنوان کردند حتی بدون آنکه به شائبههای موجود درباره این فدراسیون مانند سفر اسپانیا بپردازند. در آن مطلب آمده است که نقض قانون منع تصدی دو شغل با تصدی همزمان سمت معاون مدیرکل در ادارات ورزشی معاونت امور فرهنگی و اجتماعی وزارت تعاون و همزمان ریاست فدراسیون ورزشی ازجمله تخلفات رئیس فدراسیون بوده که موجب مکاتبه سازمان بازرسی کشور با وزارت کار بوده است.
پیشتر گفته بودیم که فدراسیون کارگری از فستیوالهای کارگری و کمپانیها و ... بهگونهای یاد میکند که مسابقات المپیک است. مسابقاتی که در آن سکو، مدال و پرچم کشورها معنایی نداشته و صرفاً دورهمی هایی بوده تا شرکتها و کارگران و .. در آن گرد هم آمده و مقام کارگر پاس داشته شود. اما مسئولان فدراسیون ایران ورزشکاران و قهرمانان بازنشسته دیگر فدراسیونها را جمع میکردند و به این فستیوالها میرفتند.
از دیگر مسائل فریب دادن افکار عمومی در کسب کرسی غرب آسیا فدراسیون کارگری بود. پرسشی که شکل می گیرد این است چطور سازمانی که بخش قارهای ندارد، برای ریاست منطقهای حکم میزند. فدراسیون کارگری در آسیا نهادی ندارد آنوقت چگونه رمضی رئیس بخش غرب آسیا میشود؟
در پایان از اقدام دو وزارتخانه برای بازگرداندن قطار از ریل خارجشده فدراسیون کارگری باید تشکر کرد. امید است این تغییر، آغازی برای بازگشت فدراسیون به مأموریت اصلی یعنی شناسایی، سازماندهی، و حمایت واقعی از کارگران باشد.
ورزش کارگران اگر بهدرستی مدیریت شود، نهتنها ابزاری برای سلامت جسم و روان نیروی کار خواهد بود، بلکه میتواند به انسجام اجتماعی و فرهنگی و افزایش بهرهوری کارگران نیز مؤثر واقع شود. شرط آن نیز مدیریت مسئولانه، اولویت دادن به جامعه آماری واقعی این فدراسیون و پرهیز از اتلاف سرمایه مانند گذشته و بزرگنماییها و سفرهای بیهوده است.
میرزاحسین گیلانی