شخصی شدن رشته‌های ورزشی بلای جان نهاد ورزش

شناسه خبر : 52561
سه شنبه 16 دی 1404 ساعت 07:44
سایر | وزارت ورزش و جوانان
شخصی شدن رشته‌های ورزشی بلای جان نهاد ورزش

در ورزش ایران با پدیده‌ای خطرناک اما جاافتاده به نام شخصی‌سازی رشته‌های ورزشی روبه‌رو هستیم. برخی رشته‌ها را نه با هویت حرفه‌ای آن ورزش بلکه با نام فرد می‌شناسیم. گویی خود این رشته‌ها موجودیت مستقلی ندارند و با جابه‌جایی رشته‌ها افراد جابه‌جا می‌شوند و کنترلی هم بر آنان وجود ندارد. این همان مسئله‌ای است که ورزش را از نهاد به ملک شخصی تبدیل می‌کند و در ورزش ما نیز نمونه‌های بسیاری برای آن وجود دارد.


در سال‌های اخیر شاهد رشد چشمگیر انجمن‌ها و سبک‌های مختلف در کشور هستیم. در 99 درصد موارد نیز رشته‌های جدیدالتأسیس شخصی شده‌اند و اگر آن افراد حضورداشته باشند که هیچ وگرنه رشته تعطیل می‌شود و کار زیادی نیز از جانب متولیان ساخته نیست. ازجمله نمونه‌های اخیر نیز می‌توان به انجمن کراسفیت اشاره کرد.

در جهان معاصر انجمنی بودن یک‌رشته موجب رشد و اعتلای ورزش‌ها می‌شود، آنان نه بروکراسی و سختی‌های فدراسیون‌ها را دارند و نه عدم استقلال کمیته‌ها، اما در کشور ما این مسئله به بی‌راهه رفته و موجب شخصی شدن رشته‌های ورزشی شده است.

رشته‌های بولس و پتانک  سال‌هاست نتوانستند یک سال هم در یک فدراسیون دوام بیاورند و دائماً در چرخشی بی‌پایان به سر می‌برند. انجمن جوجیتسو نمونه دیگر این مثال است که دائماً در فدراسیون‌ها می‌چرخد، دیگر مثال انجمن هاکی روی یخ است که اسکیت جدا شد و به اسکی و ورزش‌های زمستانی رفت و تازه‌ترین مورد نیز انجمن کراسفیت که پس از کش و قوس های فراوان از فدراسیون وزنه‌برداری جدا شد و به همگانی پیوست با همان رئیس سابق.

خوب است پس از تجربه این جابه‌جایی‌ها وزارت ورزش و جوانان تدبیری در این زمینه بیاندیشد و به‌جای انتقال تنش‌ها از یک فدراسیون به یک فدراسیون دیگر، مسئله را ریشه‌ای حل کند. در رشته‌های ورزشی رزمی که اوضاع به‌مراتب بدتر از انجمن‌ها است و مثلاً ده‌ها کیک بوکسینگ در فدراسیون رزمی داریم و ...چرا نباید این ها تجمیع و سازمان‌دهی شوند؟

در رشته‌های رزمی تعدد رشته‌ها به‌قدری است که گویی هر کس برای ورزش کردن نیاز به تأسیس سبک داشته است. در برخی از دیگر فدراسیون‌های ورزشی نیز تعداد رشته‌هایشان از تعداد باشگاه‌های موجود بیشتر است یا در برخی دیگر ورزشکاران سازمان‌یافته‌شان زیر 200 نفر است اما ساختار ستادیشان با دیگر فدراسیون‌ها برابر است. در جامعه مخاطب برخی رشته‌های رزمی این ورزش‌ها دیگر اسم رشته و انجمن مطرح نیست و می‌گویند من در سبک آقای x یا خانمy هستم.

شرایط موجود نشان می‌دهد در این زمینه تدبیری از جانب وزارت ورزش و جوانان لازم است تا اوضاع سامان پیدا کند. البته در خصوص رشته کراسفیت باید گفت که از مدیری پرتلاش بهره می‌برد اما در برخی دیگر از این انجمن‌ها و رشته‌ها شرایط چنین نیست و این شخصی بودن ها و زیادشدن رشته و سبک  در نهایت دودش به چشم ورزش می‌رود و ارزش کار این رشته‌ها را هم زیر سؤال می‌برد.

به قلم میرزا حسین گیلانی