اسکی ورزشی است که زنجیرهای از اتفاقات از الطاف الهی تا اقدامات داخلی و مدیریتی و ظهور استعداد را طلب میکند، تا شاهد به وجود آمدن رخدادی در آن باشیم اتفاقاتی که هیچکدام پایهریزی نشده اما رئیس این فدراسیون مدعی است اگر اعتباراتی که میخواهد را در اختیارش قرار دهند در عرض 8 سال قهرمان المپیک تحویل میدهد ادعایی که به هر طریق بدان نگاه کنیم جای تأمل بسیاری دارد.
المپیک زمستانی ۲۰۲۶ از ۱۷ بهمن تا ۳ اسفند برگزار میشود و تیم های ملی اسکی آلپاین و صحرانوردی ایران با چهار ورزشکار زن و مرد راهی این بازیها خواهند شد. با توجه به نتایج احتمالی نمایندگان کشورمان در این مسابقات و با توجه به شواهد تاریخی در ادوار گذشته ادعاهایی که مطرح میشود را میتوان بهنوعی فرار روبهجلو دانست که ما نه پیست داریم و نه پول پس نتیجه نگرفتنها را گردن ما نیاندازید.
چنانچه گفته شد بهرام ساوه شمشکی رئیس فدراسیون در کنایه ای به فوتبال گفته است: «بودجه تیم دهم لیگ برتر فوتبال را به من بدهید، هشت سال دیگر در المپیک قهرمان تحویل میدهم. فوتبال را تعطیل کنید ببینیم چه میشود.»
به نظر میرسد رئیس فدراسیون اسکی دست به ادعایی بزرگ زده است. بعید است که او با بودجه تیم دهم فوتبال نه پیستهای اسکی را بتواند تجهیز کند و نه هزینه اردوهای اروپایی را تأمین. ایشان در همان مصاحبه گفته اند هر کدام از پیستهای ما 200 میلیون یورو نیاز دارند تا به استاندارد تبدیل شوند. اگر این پول هم وجود داشته باشند چه تضمینی وجود دارد شمشکی موفق شود و اساساً چرا به او بدهند؟
بسیاری از رشتهها بعد از کشتی و تکواندو و وزنهبرداری در آستانه مدالآوری در المپیک هستند. شما به هر رئیس فدراسیون ورزشی در ایران بگویید با نیمی حتی یکچهارم این عدد هم قهرمان المپیک تحویل میدهند و مدالهای گوناگونشان مؤید این ماجراست اما خوشبینانه ترین حالت برای اسکیبازان همان سخنی است که شمشکی گفته و اینکه آنان صحیح و سلامت از یخ پایین بیایند و اتفاقی رخ ندهد هنر کرده ایم. در رویدادهای گذشته دیدیم که ورزشکاران ما حتی به خط پایان نمی رسیدند و رتبههایشان بالای 30، 40، 50 و ... بوده است.
از طرف بهرام ساوه شمشکی تجربه پدر گرامیاش را در سالهای گذشته دارد. اگر مدعی است که با این پولها و شرایط نمیتوان موفق شد چرا به میدان آمد؟ سالهاست که اسکی ایران درمجموع توسط سه خانواده ساوه شمشکی، کیابندرسری و کلهر اداره شده است. از مدیریت، ورزشکار، مربی و ... این خانوادهها بودهاند که اسکی را اداره کردند، شاید اگر در این دوره شاهد تغییر مدیریت بودیم و برای بهرهبردارانی که پیستها را در اختیار میگرفتند برخی سنگاندازیها نمیشد، هم پیستهایمان را بهروز میکردند و هم نتایج بهتری حاصل میشد.
وقتی رئیس یک فدراسیون بگوید: «در این شرایط همین که به المپیک میرویم و ورزشکار ما مسیر یخی را پایین میآید، هنر کرده است. مسخره میکنند اما اهمیت ندارد» بهتر نیست اساسا تیمش اعزام نشود یا مسئولان عالی ورزش مدیری را بگمارند که بتواند با شرایط موجود اتفاقات بهتری را رقم بزند تا مسخره شان نکنند؟
در پایان باید بگوییم که قهرمان المپیک خریدنی نیست که با پول بتوان بدان دست پیدا کرد. بودجه مسیر را هموار میکند اما اگر نقشه راهی وجود نداشته باشد، حتی منابع مالی نیز درنهایت صرف بقا میشود نه پیشرفت. مدیرانی در حال حاضر در ورزش هستند که نه قرض و قوله می کنند و نه بهانه جویی ولی عملکردشان چشمگیر است و می توانند برای برخی روسای فدراسیون ها که تازه به میدان آمده اند الگو قرار گیرند. کشور در شرایط فعلی مشکلات عدیده ای دارد مدیرانی می خواهد که علی رغم این مشکلات مسائل را مدیریت کنند و بهانه جویی کنند.
به قلم میرزا حسین گیلانی