کار اصلی شرکت عریض و طویل شرکت توسعه تنها مزایده و گرانتر کردن ورزش برای مردم شده است. اماکن ورزشی بیشترشان( وقف، مصادره و...) با پول مردم ایران ساختهشده است. هدف از مزایدهها در راستای کاهش هزینههای دولتی، افزایش بهرهوری، جذب سرمایهگذاری بخش خصوصی و بهبود کیفیت و خدماترسانی به مردم بوده که به نظر هیچکدام محقق نشده است.
یکی از آفتهای مزایدهها یکساله بودن مدت بیشتر قراردادها است که برای بهرهبردار صرفه اقتصادی ندارد که بخواهد سرمایه زیادی را در ملک هزینه کند. وقتی چنین اتفاقی رخ میدهد و کارفرما نیز چون بخش دولتی است، به رنگآمیزی درودیوار و تعمیر تجهیزات و عوض کردن میز و صندلی کفایت میکنند و در عوض برای پرداخت اجارهبهای گزافی که باید پرداخته شود، مجبور میشوند نیروی کاری به خدمت بگیرند که در ازای کار زیاد حقوق ناچیزی دریافت کند و از کارگران افغانستانی نیز برای مشاغل سخت استفاده کنند.
از دیگر معایب این مزایدهها افزایش هزینه ورزش برای مردم جامعه است. این مسئله آنقدر ورزش را به کالایی لوکس و تجملی تبدیل کرده که بسیاری از خانوادههای قشر متوسط نیز ورزش را از سبد کالای خود حذف کردهاند. البته ورزش علاوه بر بخش سلامتی، بخش درمانی نیز دارد که متأسفانه بهواسطه گران شدن آن، امکان بهرهمندی جامعه از این بخش نیز فراموششده است. وقتی مزایده خلاصه میشود در «پیشنهاد بیشترین رقم» نتیجه آنهم حذف ورزش در خانوادههای کم برخوردار و متوسط میشود. از طرفی شهرداریها تمام پارکها و فضای سبز را به دکه و غرفه و دستفروشها اختصاص دادهاند و زمینهای خاکی را نابود کردند و هیچچیزی برای ورزش حتی بهصورت عمومی و خیابانی باقی نگذاشتهاند و بچهها را بالاجبار به سمت خانه نشینی و بازیهای کامپیوتری و گیم نتها سوق دادهاند و فضایی ایجاد نشده تا بچهها توانند با بازی فیزیکی انرژی خود را تخلیه کنند و اگر بخواهند در این زمینه موفق شوند باید ثبت نام کنند و پول بدهند و برای ملی پوش شدن هم که بهتر می دانید چه اتفاقاتی رخ می دهدو چه بهایی را باید بپردازند.
سخن در خصوص اشتباهات شهرداری ها بهویژه اسراف بیتالمال با سازمانی تحت عنوان ورزش شهرداری را در مطلبی جداگانه خواهیم نوشت. مسئله نبود نظارت صحیح بر اماکن دولتی ورزشی موجب شده که پایتخت از یک چمن استاندارد یا یک استادیوم مطلوب تهی گردد. ماهیت مزایدهها بلای جان ورزش کشور شده و آن را به سمت گرانی سوق داده است. وقتی مدیران ورزشی نگاهشان تجاری باشد، باید گفت که کارهای درمانی، سلامتی، تندرستی، اجتماعی، فرهنگی و ... فراموش می شود.
در این راستا خوب است توجهی به نگاه دیگر کشورها در راستای حمایت از ورزش بپردازند. کشورهای پیشرفته و یا درحالتوسعه دیگر مزایدهای برگزار نمیکنند و قراردادهایشان مبتنی بر عملکرد و فرمولهای حمایتی نوشته میشود. امیدواریم هر چه زودتر از مجلس شورای اسلامی و دولت گرفته تا وزارت ورزش و جوانان و شهرداریها نسخه فرسوده و منسوخ مزایده ورزشی را با قراردادهایی که گفته شد جایگزین کنند تا بیش از این در حق مردم ایران اجحاف صورت نپذیرد.
به قلم هستی جعفری