Print Short Link
Zoom In
Zoom Out

هم کلام با پرافتخارترین سبک وزن تاریخ کشتی آزاد

ابراهیم جوادی: تنها دو شکست آن هم در شرایط غیرعادی داشتم

بی‌گمان ابراهیم جوادی از جمله نوابغ کشتی ایران و جهان است. مردی که طی ۶ سال حضور در ترکیب تیم ملی هیچگاه دست خالی به وطن بازنگشت و هرگز خیل علاقه‌مندان آن روز کشتی را ناامید نکرد. تنها دوبار طی طول دوران قهرمانی خود به حریفان داخل و خارج باخت. بار اول در همین تهران به علی اصغر اسلامی باخت و بار دوم در المپیک مونیخ، برابر حریف بلغاری بازنده‌اش کردند.

عاشق کشتی است؛ باوجود اینکه همین کشتی، برادرش را از او گرفت؛ خودش تا مرز شکستگی گردن پیش رفت و اکنون از درد دست و پا و کمر آرامش ندارد. با این وجود همچنان به ورزشی که یک عمر برای آن زحمت کشیده می‌اندیشد و تاکید می‌کند اگر بار دیگر پا به عرصه وجود بگذارد، کشتی را انتخاب خواهد کرد.

گوش سپردن به دیدگاه‌ها و نقطه نظرات این قهرمان بزرگ گذشته و از جمله بازماندگان نسل طلایی کشتی ایران خالی از لطف نخواهد بود.

پرسش‌ها فراوان و باب گفت و گو گسترده است.‌ از ابراهیم جوادی در مورد دوران کودکی و چگونگی ورود او به کشتی می‌پرسم، می‌گوید: سه ساله بودم که خانواده از قزوین به تهران کوچ می‌کنند. پدرم روبه‌روی محله خانی آباد و کوچه امیر نظام ساکن می‌شود. وی همانجا از سوی یکی از اهالی متنفذ به اداره راه معرفی و استخدام می‌شود. بعد از مدتی با حکم ماموریت، خانواده را به کرج کوچ می‌دهد. سال ۳۳ بود و من کلاس سوم ابتدایی درس می‌خواندم. به این ترتیب خانواده پر جمعیت ما در کرج سکنی گزیدند.  ۱۴- ۱۵ سال داشتم که گفتند تیم ملی کشتی در دانشکده کشاورزی کرج اردو زده. گاهی اوقات از سرکنجکاوی و علاقه به تماشای تمرین نامداران کشتی می‌رفتم. آن زمان بزرگانی چون سیف پور، جهان پهلوان تختی، شادروان خجسته‌پور و عده دیگری از قهرمانان شاخص در ترکیب تیم ملی حضور داشتند. خصوصا بین خجسته پور و سیف پور رقابت سختی برای پوشیدن پیراهن تیم ملی وجود داشت. قرار بود یکی از آن دو در المپیک ۶۰ حضور پیدا کند. مسابقه دو مدعی با نتیجه مساوی به پایان رسید و مرحوم بلور، سیف‌پور را انتخاب کرد. ‌به این ترتیب خجسته‌پور که عنوان نایب قهرمانی المپیک ۵۶ ملبورن را یدک می‌کشید از دنیای کشتی خداحافظی کرد و وارد جرگه مربیان شد. او سه سال در تهران مربیگری کرد. بعدها از سوی شخصی به نام بَدِر که از کشتی‌گیران آن زمان کرج بود جهت مربیگری به شهر ما دعوت شد. دوره ما تیم‌های نوجوانان و جوانان وجود نداشت و کشتی‌گیران از سنین ۱۷ سال به بعد کم کم وارد باشگاه می‌شدند. حضور خجسته‌پور در کرج همزمان شد با ثبت‌نام من در کشتی، ۱۷ ساله بودم و ۴۲ کیلو وزن داشتم. چندبار رفتم باشگاه اسم بنویسم اما خجالت می‌کشیدم، تا اینکه با یکی از دوستانم که درشت‌تر و بزرگتر از من بود رفتیم باشگاه. به این ترتیب من شدم شاگرد استاد خجسته‌پور و تا آخر دوران کشتی به جز زمانی که در اردوی تیم ملی بودم زیر نظر ایشان تمرین می‌کردم. بعدها که ایشان به تهران برگشت بازهم از کرج می‌آمدم تهران تا با مربی خودم تمرین کنم. خیلی زود پیشرفت کردم و به یکی از بهترین سبک وزن‌های کشتی تبدیل شدم اما وزنم پایین بود. آن سال‌ها کشتی از ۵۲ کیلو آغاز می‌شد و من حدود ۴۸ کیلو وزن داشتم تا اینکه فدراسیون جهانی وزن ۴۸ کیلو را هم به اوزان کشتی اضافه کرد. به این ترتیب دوره موفقیت من از ۲۶ سالگی آغاز شد. هر چند بعدها به ۵۲ کیلو رفتم  و در این وزن هم مدال گرفتم.

*نمایش عالی جوادی در مسابقات جهانی و طلوع ستاره جدیدی در آسمان کشتی ایران و جهان

چنین بود که سریال موفقیت‌های نابغه سبک وزن کشتی آزاد ایران آغاز شد. او علاوه بر اینکه در تمام تورنمنت‌ها و مسابقات بزرگ آن روز از جمله جام تفلیس و دانکلوف رقبای ریز و درشت را چون برگ خزان فرو می‌افکند، رفته رفته اقتدار و نبوغ خود را سایر نامداران جهان دیکته می‌کرد. نخستین طلای جهانی را سال ۱۹۶۹ و میدان ماردل پلاتا آرژانتین به دست آورد. جوادی در آن میدان با نمایش عالی خود طلوع ستاره جدیدی در آسمان کشتی ایران و جهان را نوید داد. سال بعد و در ادمونتون کانادا بار دیگر از سکوی نخست جهان بالا رفت و سومین طلای خود را در صوفیه بلغارستان، جایی که تمامی سبک وزن‌های جهان خصوصا قهرمانان بلوک شرق آن زمان شرکت داشتند، برگردن آویخت. روس، بلغار، ژاپن و ترکیه در مقام قدرت‌های آن روز کشتی دنیا آمده بودند تا نوار پیروزی‌های دلاور کشتی ایران را پاره کنند اما در برابر اقتدار دلاور کرجی راه به جایی نبردند.

*سال المپیک روی نوار بدشانسی افتادم

اسم و رسم جوادی در دنیای کشتی چنان پیچیده بود که تمام مدعیان دنیا با شنیدن نام او تنها به خوب باختن برابر وی می‌اندیشیدند. سال 1972 برای جوادی طعم شیرینی گذشته را نداشت. آسیب دیدگی گردن امانش را بریده بود و مداوا اثر نداشت. خودش اذعان می‌کند: آن سال که از قضا سال المپیک هم بود روی نوار بدشانسی بودم. گردنم سخت آسیب دیده بود. دوماه بیمارستان و مداوا کارساز نشد. عاقبت مرا راهی آلمان کردند و دو ماه هم آنجا مشعول مداوا شدم. حدود ۸ ماه تمرین درست و حسابی نداشتم و وزن بدنم به ۶۰ کیلو رسیده بود. خوشبختانه در آلمان آسیب دیدگی گردنم ‌بهبود پیدا کرد. سراسیمه به ایران برگشتم.  بیست روز بعد باید در مسابقات انتخابی تیم ملی جهت اعزام به المپیک مونیخ شرکت می‌کردم. ۱۲ کیلو اضافه وزن پیدا کرده بودم.  روز وزن‌کشی مربی دستم را گرفت و به کمک او خودم را تا  باسکول وزن کشی رساندم. به دلیل کم کردن ۱۲ کیلو طی مدت زمان کوتاه، نای راه رفتن نداشتم. مسابقات آغاز شد و از بخت بد اولین کشتی به بهترین حریف برخورد کردم. علی اصغر اسلامی مثل همه مازندرانی‌ها قدرتمند و پرنفس و انصافا قهرمان قابلی بود. پایان وقت اول مبارزه و زمان استراحت به مربی‌ام مرحوم خجسته‌پور گفتم توان ادامه مبارزه ندارم اما او قبول نکرد و مرا به روی تشک بازگرداند. وقت دوم تنها به خاطر دارم که با اسلامی سرشاخ شدم. ساعت یازده شب چشم بازکردم و دیدم بیمارستان بستری هستم. محمد قربانی عضو تیم ملی و دوست نزدیک من دست و پایم را ماساژ می‌داد. گفتند فشارم به ۵ رسیده و بیهوش شده بودم. می‌خواستم فردا به کشتی ادامه بدهم. دکتر قبول نکرد، شخصا مسئولیت هرگونه اتفاق را پذیرفتم. صبح به روی تشک برگشتم و بقیه رقبا را شکست دادم و دوم شدم.

شکست دوم من مربوط به المپیک ۷۲ مونیخ است. کوتاه زمانی قبل از اینکه راهی مسابقات شویم. در اردوی منظریه بین عبدالله موحد و تیمسار حجت رییس وقت تربیت بدنی بگو مگو صورت گرفت و اعضای تیم ملی در حمایت از موحد که کاپیتان تیم بود اردو را ترک کردند. ‌ترک اردوی ملی‌پوشان کشتی سروصدای زیادی به پا کرد و کار به مطبوعات کشید. نهایتا پا در میانی کردند و تیم راهی المپیک مونیخ شد با این تفاوت که روحیه ملی‌پوشان به خاطر همان اختلاف اردو خوب نبود. در آنجا هیچ کدام از نفرات ما نتوانستند نتیجه بگیرند. موحد همان کشتی اول آسیب دید. قربانی غفلتا مقابل ژاپن فن کمر شد، برزگر، خدر، حاجیلو، سید عباسی و بقیه هم ناکام شدند. من توانستم رقبا را یکی پس از دیگری شکست دهم.‌ به جایی رسیدیم که من به همراه نماینده شوروی سابق و بلغارستان در جدول باقی مانده بودیم. با توجه به اینکه کشتی‌گیر شوروی بلغار را برده بود من باید با هر دو نفر آنها کشتی می‌گرفتم ابتدا توانستم دیمیتریف روس را شکست دهم. در مسابقه نهایی کار سختی نداشتم و با توجه به امتیازبندی و جدول آن دوره، حتی با یک نتیجه مساوی می‌توانستم اول المپیک شوم. چون صبح برنده این کشتی‌گیر را برده بودم زیاد دغدغه نداشتم. ‌تنها در صورت باخت من به بلغار، کشتی‌گیر روس اول می‌شد و بلغار دوم  به همین دلیل روس‌ها که آن زمان مثل الان نفوذ زیادی در فدراسیون جهانی و کمیته داوران داشتند تمام تلاش خود را به کار گرفتند تا با ناکام کردن من کشتی‌گیر خودشان اول شود.‌ مسابقه با حریف بلغاری یکی از مضحک‌ترین رقابت‌های المپیک بود چون هرچه من حمله می‌کردم عوض اینکه به حریف اخطار بدهند به من اخطار می‌دادند و امتیاز به او. وقتی هم که فن می‌گرفتم داور سوت می‌زد و اجازه نمی‌داد کار ادامه پیدا کند. ۲۰ ثانیه به پایان مسابقه فتیله پیچ را جمع کردم و می‌خواستم اجرا کنم که داور به نشانه اینکه بیرون از تشک هستیم سوت زد درحالی که بعدها وقتی فیلم را نگاه کردیم حدود یک متر تا بیرون تشک فاصله بود. به این ترتیب مرا بازنده کردند.‌ روس اول شد، بلغار دوم و من تنها مدال برنز کشتی آزاد و رحیم علی‌آبادی هم تک مدال برنز کشتی فرنگی را گرفت.

*می‌خواستم در 30 سالگی و در اوج از دنیای قهرمانی خداحافظی کنم

جوادی خاطرنشان می‌کند: بعد از المپیک مونیخ من یک وزن بالاتر رفتم از قضا همین بلغاری هم آمده بود وزن ۵۲ کیلو، همه مدعیان به رقابت‌های دانکلوف دعوت شده بودند. با وجودی که نخستین حضور من در یک وزن بالاتر بود، همه مدعیان از جمله نیکولوف بلغاری را در کشور خودش از دم تیغ گذراندم. واقعیت این است که در طول دوران کشتی از همه مدعیان هم وزن خودم یک سر و گردن بالاتر بودم. سال بعد و رقابت‌های جهانی ۷۳ تهران باردیگر بر مدعیان جهانی پیروز شدم و مدال طلا گرفتم. در آن مسابقات بر قهرمانان جهان و المپیک از جمله الله وردیف روس و تاکادای ژاپنی غلبه کردم. رفته رفته به دوران بازنشستگی نزدیک شدم. ۳۰ سال داشتم و می‌خواستم در اوج از دنیای قهرمانی خداحافظی کنم. موضوع خداحافظی من به گوش مسئولان وقت رسیده بود و آنها به من تاکید کردند فعلا کناره‌گیری نکنم چون سال بعد ایران میزبان بازی‌های آسیایی است و ما تیم اول را به این میدان خواهیم فرستاد. ‌‌پذیرفتم یک سال دیگر در میدان باشم. سال ۱۹۷۴ فاصله بین بازی‌های آسیایی تهران و جهانی استانبول حدود یک ماه بود به همین دلیل مسئولان تصمیم گرفتند تیم اول در بازی‌های آسیایی شرکت کند و تیم دوم را به جهانی اعزام کنند. بنابراین من به اتفاق برزگر، فره وشی، نوایی، سوخته‌سرایی،خرمی، علیدوستی و بقیه در تهران ماندیم. طی آن مسابقات که به واقع واپسین حضورم در میدان بزرگ رسمی بود با کسب مدال طلای وزن ۵۲ کیلوگرم رسما از دنیای قهرمانی خداحافظی کردم.

*با غذاهای معمولی و زحمت بی‌حد و اندازه از سکوهای جهان و المپیک بالا رفتم

از این نابغه کشتی در رابطه با دلایل موفقیت و پیروزی‌هایش در کشتی می‌پرسم، پاسخ می‌دهد: تلاش و باز هم تلاش رمز موفقیت من بود. "نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود"‌ آن زمان ما اصلا نمی‌دانستیم مکمل غذایی و دوپینگ چیست؟ با همین غذاهای معمولی اما سالم و زحمت بی‌حد و اندازه توانستیم از سکوهای جهان و المپیک بالا برویم. آخر هفته‌ها برنامه کوه داشتیم و در طول هفته تمرینات مرتب. سال‌ها در سرما و گرما از کرج تا تهران آمدم و رفتم برای اینکه می‌خواستم نفر اول باشم.‌ با مشکلات و سختی‌ها ساختیم تا برای کشور و مملکت افتخارآفرینی کنیم. بگذریم از اینکه بعضی‌ها الان ما را قبول ندارند و خودشان را علامه دهر می‌دانند.

آنها می‌خواهند همه کارها را خودشان تجربه کنند و نسبت به تجربه پیشکسوتان و بزرگترها بی‌اعتنا هستند. هر رئیس فدراسیونی که مصدر کار می‌شود سلیقه‌ای کار می‌کند. رسول خادم به کار شورایی اعتقاد داشت اما فدراسیون کنونی دوست ندارد از دیدگاه قدیمی‌ها استفاده کند.‌ حرف ما همواره این بود که رییس فدراسیون از جنس کشتی باشد اما متاسفانه فردی که از جنس کشتی است خیلی دوست ندارد بزرگان کشتی دور و بر او باشند.

*آقایان فکر می‌کنند در کشتی قحط الرجال است

من واقعا تعجب می‌کنم رییس فدراسیون برچه اساسی تاکید می‌کند رییس یک فدراسیون دیگر، لیگ کشتی را ریاست کند؟ مگر در کشتی قحط الرجال است یا کسی نمی‌تواند لیگ را سازماندهی کند؛ قبلا مگر مسابقات لیگ برگزار نمی‌شد؟

وی در همین رابطه ادامه می‌دهد: اینکه چه اصراری بود مسابقات لیگ را با آن سرعت برگزار کنند و این همه افراد به کرونا مبتلا شوند، نمی‌دانم؛ اما این را می‌دانم برگزاری مسابقات با شیوه کنونی اشتباه بود و پافشاری بر ادامه همان راه اشتباه بزرگتر.

دارنده ۵ مدال جهان و المپیک در رابطه با لزوم آمادگی و موفقیت کشتی در المپیک تصریح کرد: فرصت زیادی تا المپیک نداریم البته مربیان باید ابتدا برای کسب سهمیه‌های باقیمانده اقدام کنند و بعد هم برای موفقیت در المپیک تلاش مضاعف داشته باشند.‌ کسب مدال در المپیک آسان نیست اما کشتی ایران این قابلیت و توان را دارد که بتواند در توکیو نتیجه درخوری کسب کند.

جوادی تاکید می کند: دوستان توجه داشته باشند که نقد من به وضعیت موجود به خاطر آن نیست که دنبال حضور در فدراسیون یا انجام کار اجرایی باشم.‌ امثال ما نه توقع مالی از فدراسیون  داریم و نه دنبال جایگاهی در این مجموعه هستیم. بزرگترهای کشتی دوست دارند احترام و کسوت آنها رعایت شود و مسئولان فعلی بدانند که قهرمانان گذشته هم برای این مردم و این آب و خاک‌ افتخار آفریده‌اند.‌ دست‌های برزگر و موحد را ببینید آنها برای اینکه اقتدار و بزرگی این مردم را ثابت کنند تا پای جان برابر حریفان مبارزه می کردند. من از ناحیه هردو زانو، گردن، کمر و دستانم درد می‌کشم زیرا یک عمر برای عظمت این کشور در میادین مختلف مبارزه کردم. اگر می‌خواستم مال و منال جمع کنم بسیار بیشتر از آنچه که اکنون دارم جمع کرده بودم اما هیچ وقت به مسئولان گذشته و امروز رو نزدم چون اعتقاد داشتم یک قهرمان باید غرورش را حفظ کند.

*رسول خادم همان کاری را می‌کند که تختی می‌کرد

و بالاخره اینکه از دارنده دو مدال بازی‌های آسیایی در ارتباط با مرام و مسلک پهلوانی در کشتی سئوال می کنم و او پاسخ می دهد: با توجه به اینکه چند روز گذشته سالروز درگذشت جهان پهلوان تختی بود او را الگوی ورزش و مسلک او را مرام پهلوانی می دانم. البته متاسفانه راه و رسم تختی بین ورزشکاران و قهرمانان گم‌شده و اغلب امروزی ها صرفا مدعی تبعیت از او هستند. به نظر من از قهرمانان حاضر رسول خادم در مسیر تختی گام گذاشته و با کمک هایی که به نیازمندان می کند تلاش دارد نقش و جایگاه واقعی قهرمانان در اجتماع به آنان یاد آوری کند. همه ما دوران اوج و حضیض داریم . هیچ کس برای همیشه رییس نخواهد ماند و این میز و دفتر به کسی وفا نکرده آنچه باقی می ماند نام نیک و مرام و معرفت است.

به قلم:محمدرضاکاظمی

عضو کمیته علمی اتحادیه جهانی کشتی: وقتی به پیشکسوتان بی‌احترامی می‌شود، چرا بمانم؟

عضو کمیته علمی اتحادیه جهانی کشتی: وقتی به پیشکسوتان بی‌احترامی می‌شود، چرا بمانم؟

نصب تابلوی شناسایی بر سردر منزل دو  قهرمان اسبق کشتی

نصب تابلوی شناسایی بر سردر منزل دو قهرمان اسبق کشتی

عباس‌پور و فیروزپور در فینال، بالی در دیدار رده‌بندی

تعویق رای دادگاه CAS درباره جودوی ایران برای سومین بار

تکاپوی کشورها برای حفظ وزنه‌برداری در المپیک

حواشی حضور مشاور سرپرست فدراسیون دوچرخه‌سواری در انتخابات

وقت خداحافظی نصیرزاده از کشتی فرا رسیده؟

کسب 4 مدال طلا، نقره و برنز توسط نمایندگان کشورمان

اردوی مشترک بانوان تنیس روی میز ایران و ترکیه در تهران

عقب نشینی 1000 داوطلب توکیو 2020 در پی اظهارات رئیس پیشین

دفاع تمام قد باخ از میزبانی پکن 2022

عزیزی‌خادم رئیس فدارسیون فوتبال شد

شهره موسوی نایب رییس بانوان فدارسیون فوتبال شد

تیم ملی تکواندو راهی بلغارستان می‌شود

قهرمانان رفتگر و چوپان، غیرمتخصصان مسندنشین ورزش

پایان کار تیم‌های ایران با ۳ طلا، ۲ نقره و ۳ برنز

به بهانه سالروز درگذشت سیامند رحمان

۱۲ ورزشکار به اردوی تیم کشتی آلیش بانوان دعوت شدند

آقای دبیر شما هم مسئول‌اید

صعود نوشاد و حذف نیما عالمیان از تور جهانی تنیس روی میز قطر

جودوی ایران رفع تعلیق شد

خواب ماندن یا آسیب دیدگی یک کشتی گیر در اوکراین؟

احسان‌پور و کریمی در جمع مدعیان به میدان می‌روند

منتظر حضوری قدرتمند در رقابت‌های قهرمانی آسیا باشید

مدال برنز برادران عالمیان قطعی شد

تعلل وزارت ورزش در اعلام نتیجه جلسه تایید صلاحیت کاندیداهای دوچرخه‌سواری

تلاش کیمیا علیزاده برای حضور در المپیک

هجوم جویندگان طلا به ورزش

عضویت سارا خادم‌الشریعه در کمیسیون ورزشکاران فیده

دعوت از بانوان وزنه‌بردار به اردوی آمادگی

فردین معصومی: از رییس فدراسیون گله دارم

محسن خوش طینت: تجلیل از پیشکسوتان ژیمناستیک را وظیفه می‌دانم

آسیب دیدگی شدید رییس فدراسیون کشتی هنگام تمرین

مربیان تیم‌های ملی هندبال بانوان انتخاب شدند

آیا اهداف مربیان در این میدان تامین شد؟

فدراسیون جهانی چه خوابی برای جودو ایران دیده است؟

چرخش قهرمانانه مهندسان

کارگرانی فارغ از هیاهوی کرونا در حال بازی والیبال

خواب ماندن یا آسیب دیدگی یک کشتی گیر در اوکراین؟

جودوی ایران رفع تعلیق شد

صعود نوشاد و حذف نیما عالمیان از تور جهانی تنیس روی میز قطر

آقای دبیر شما هم مسئول‌اید